آخرین خبرها, آخرین خبرها موبایل, تعلیم و تربیت, درس اخلاق, درس اخلاق, سال۱۴۰۵, شهریورماه ۱۴۰۵, عکس, ویژه

درس اخلاق ویژه طلاب علوم دینی مدرسه امام رضا(ع) اندیکا : عالم عامل، موفق در رسالت است

درس اخلاق ویژه طلاب علوم دینی مدرسه امام رضا(ع) اندیکا : عالم عامل، موفق در رسالت است
به گزارش روابط عمومی دفتر نماینده ولی فقیه در استان خوزستان برگزار شد؛

در جمع طلاب اندیکا؛ تأکید نماینده ولی فقیه در خوزستان بر نماز اول وقت و تبیین شش خصلت مهلک برای انسان

حجت‌الاسلام و المسلمین موسوی‌فرد، نماینده ولی فقیه در استان خوزستان، در جمع طلاب علوم دینی اندیکا به ایراد سخنرانی پرداخت و با استناد به آیات و روایات، موضوعات مهم اعتقادی و اخلاقی را تبیین کرد.

نماز اول وقت؛ محبوب‌ترین عمل نزد خدا

نماینده ولی فقیه در خوزستان در ابتدای سخنان خود، نماز اول وقت را محبوب‌ترین عمل نزد خدای متعال معرفی کرد و گفت: «فضیلت اول وقت بر آخر وقت مثل فضیلت عالم آخرت است بر دنیا که بی‌نهایت است. بهشتی که عرضش آسمان‌ها و زمین است را تصور کنید، پس چقدر آخرت بر دنیا فضیلت دارد؟»

وی با اشاره به روایتی از پیامبر اکرم(ص) خطاب به امیرالمؤمنین(ع) درباره کسی که خیلی سریع نماز می‌خواند، هشدار داد: «اگر این فرد در این حال از دنیا برود، مسلمان نخواهد مرد.» همچنین افزود: «در روایت آمده کسی که صدای اذان بشنود و بی‌اعتنا باشد، مسلمان از دنیا نمی‌رود، بلکه او را مخیّر می‌کنند که یهودی از دنیا برود یا نصرانی.»

حجت‌الاسلام موسوی‌فرد از امام صادق(ع) نقل کرد که در توصیه لقمان حکیم به فرزندش آمده: «پسر عزیزم هیچ کار دنیا مقدم بر نماز نیست.»

داستان مناظره امام رضا(ع) با عمران صابی؛ نماز حتی در اوج مناظره

نماینده ولی فقیه در ادامه به داستان مناظره وجود مقدس امام رضا(ع) با عمران صابی اشاره کرد: «امام(ع) مشغول مناظره با عمران صابی بود که وقت نماز رسید. در حالی که امام(ع) داشت پاسخ می‌داد و عمران گفت "یا رسول الله دلم داره نرم می‌شه می‌خوام تمایل پیدا کنم"، امام(ع) فرمودند بعد از نماز ادامه می‌دهم. امام(ع) رفتند نماز خواندند و برگشتند و ادامه دادند و در آخر عمران صابی شهادتین را بر زبان جاری کرد: اشهد أن لا اله إلا الله و شهد أن محمداً رسول الله(ص).»

وی تأکید کرد: «البته شهادت بدون ولایت، هیچ ارزشی نخواهد داشت.»

شش خصلتی که پیامبر(ص) هر روز از آن به خدا پناه می‌برد؛

حجت‌الاسلام موسوی‌فرد به روایتی از وجود مقدس امام صادق(ع) از پیامبر رحمت(ص) اشاره کرد و گفت: «رسول خدا را عادت چنین بود که هر روز از شش چیز به خدا پناه می‌برد: از شک و شرک و پابند بودن به رسوم و عادات جاهلانه و خشم و ستم و حسد.»

وی این شش خصلت را به تفصیل شرح داد:

  1. **شک:** «البته همیشه شک ناشی از جهل نیست، بلکه گاهی از وساوس شیطانی و هواهای نفسانی به وجود می‌آید.»

  2. **شرک:** «مراد شرک خفی است که انسان غیر خدا را در اعمال و گفتار منظور بدارد.»

  3. **حمیت:** «دفاع و طرفداری بی‌منطق از یک فرد یا یک گروه یا یک خط فکری است همانگونه که در جاهلیت وجود داشته: "إذ جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیة حمیة الجاهلیة".»

  4. **غضب و خشم:** «غضب چشم عقل را می‌بندد لذا راه‌های درک و بصیرت بر فرد عصبانی بسته شده و مانند انسان مست می‌شود.»

  5. **دشمنی کردن بی‌دلیل با فرد یا جماعتی**

  6. **حسد:** «حسد علاوه بر اینکه نوعاً برای محسود موجب اذیت و آزار می‌شود نسبت به خود حاسد نیز موجب رنج است.»

داستان نیوتن و برهان نظم

نماینده ولی فقیه در بخش دیگری از سخنان خود به داستان دو دانشمند اشاره کرد: یکی منکر خدا و مادی‌گرا و دیگری معتقد به خدا. او گفت: «شخص ثابت‌کننده خدا، هر کاری می‌کرد نسبت به این منکر که قبول کند خدا هست، می‌گفت خدا نیست.»

وی ادامه داد: «تا در ملاقات بعدی‌شان؛ نیوتن منجم و ریاضی‌دان مشهور دستور داد ماکت کوچکی از منظومه شمسی بسازند. سیارات این منظومه توپ‌های کوچکی بودند که با تسمه به یکدیگر پیوسته بودند و برای آن هندل کوچکی قرار داده که با حرکت آن تمام توپ‌ها به طرز بسیار جالبی در مدار خود حرکت می‌کردند و دور هسته مرکزی به گردش در می‌آمدند. یک روز نیوتن کنار میز مطالعه خود نشسته بود و این ماکت هم در مقابلش قرار داشت. در این هنگام دوست او که یک دانشمند ماتریالیست بود وارد شد. هنگامی که چشمش به آن ماکت زیبا افتاد تعجب کرد و زمانی که نیوتن هندل ماکت را حرکت داد و آن سیارات با سبکی جالب به دور هسته مرکزی حرکت کرد تعجب آن دانشمند بیشتر شد و فریاد زد: وه! چه چیز جالبی! چه کسی این را ساخته است؟! نیوتن جواب داد: هیچکس، خودش تصادفاً به وجود آمده است. دانشمند مادی گفت: آقای نیوتن فکر کردید من احمقم؟ چگونه ممکن است این ماکت با این سبک جالب خودش تصادفاً به وجود آمده باشد؟ نه تنها سازنده دارد بلکه سازنده‌اش نابغه بوده است. اینجا بود که نیوتن به آرامی برخاست و دست روی شانه آن مادی‌گرا گذاشت و گفت: دوست من آنچه شما می‌بینید جز یک ماکت کوچک نیست که از روی سیستم واقعی عظیم منظومه شمسی ساخته شده است. با این حال شما حاضر نیستید بپذیرید که تصادفاً و خودبه‌خود به وجود آمده باشد. پس چگونه اعتقاد دارید خود منظومه شمسی با همه وسعت و پیچیدگی که دارد آفریننده‌ای عاقل و قادر نداشته و بدون سازنده است؟ اینجا بود که دانشمند مادی شرمنده شد و جوابی برای گفتن نداشت. آری این همان برهان نظم برای وجود آفریدگار قادر و تواناست.»

 

داستان امام زمان(عج) و قصاب؛ صبر و مدارا در معامله

حجت‌الاسلام موسوی‌فرد داستان دیگری را نیز روایت کرد: «روزی نقل می‌کنند امام زمان(عج) وارد بر قصابی شد که امام را نمی‌شناخت تا گوشت از آن قصاب بخرد. امام ابتدا از قسمتی از گوسفند خواست و برد. در میانه راه برگشت به قصاب و آن گوشت اول را برگرداند و طلب قسمت دیگری از گوسفند نمود. سه یا چهار مرتبه این کار تکرار شد و آن قصاب با روی گشاده از مشتری خود استقبال نمود و جنس فروخته شده را بازپس می‌گرفت. تا اینکه امام خود را معرفی نمود و آن قصاب را به آغوش کشید و از وی تقدیر کرد.»

داستان عالمی که ۲۵ سال خنده نکرد

وی در ادامه به داستان یکی از علمای بزرگ اشاره کرد: «خدا رحمتش کند، دیدند ۲۵ سال خنده نمی‌کرد. یک روز تبسم و خنده بر لب داشت. پرسیدند چرا می‌خندی؟ گفت بعد از ۲۵ سال تمرین الان فهمیدم که حسود نیستم. یعنی اینقدر سخت است که انسان به این ویژگی برسد.»

داستان امام حسن(ع) و اعرابی؛ بردباری در برابر توهین

نماینده ولی فقیه به سیره اهل بیت(ع) در بردباری اشاره کرد و گفت: «در جایی یک نفر اعرابی وارد بر امام حسن(ع) می‌شود و شروع می‌کند به بد و بیراه گفتن و توهین به امام. اما امام حسن(ع) کلام او را می‌شنود تا پایان برسد و خطاب به او می‌گوید: بیا برادر من از راه دوری آمده‌ای، خسته راه هستی، بیا غذایی بخوریم و... آن اعرابی با دیدن رفتار امام شرمنده می‌شود و منقلب می‌گردد تا جایی که مسلمان می‌شود و شهادتین بر زبان جاری می‌کند.»

داستان شیخ رجبعلی خیاط؛ تأثیر خشم بر نورانیت

وی در پایان به داستانی از جناب شیخ رجبعلی خیاط اشاره کرد: «چشم باطن ایشان کار می‌کرد. نقل شده روزی به مسجد رفتند و دیدند امام جماعت مسجد که در محراب نشسته، نوری از او به سمت آسمان ساطع می‌شود. در این حال مستخدم مسجد خطایی کرده بود، ناگهان این امام جماعت با غضب به این خادم تشر زده بود. در این هنگام آن نور دیگر قطع شد.»

تصاویر این دیدار در قاب زیر تقدیم گردید:

باتوجه به سرعت اینترنت شما، تصاویر مرحله به مرحله نمایش داده می‌شوند، لطفاً تأمل بفرمایید
⏩⏩تصاویر را به سمت چپ یا راست بکشید⏪⏪

دیدگاهتان را بنویسید